با توجه به تعریفهای متعدد شاخصهای زیادی هم برای سنجش مشارکت سیاسی وجود دارد که عبارتند از: شرکت در راهپیماییها2- شرکت در جلسات و سخنرانیهاسیاسی3- شرکت در انتخابات4- فعالیت در ستادهای انتخاباتی 5- شرکت و فعالیت در تشکلهای سیاسی دانشجویی6-کوشش برای اقناع دیگران در ارتباط با مساله سیاسی که خود به آن اعتقاد دارند7- دیدن و شنیدن برنامه های سیاسی.
2-2-6-1)شبکه یک سیما
این شبکه در ۱۱ مهر ۱۳۳۷ با نام تلویزیون ملی ایران شروع به کار کرد. در آن زمان این شبکه به عنوان بخشی از رادیو تلویزیون ملی ایران فعالیت می‌کرد. پس از انقلاب اسلامی ایران نام این شبکه از تلویزیون ملی به نام فعلی‌اش تغییر کرد. از سال‌های میانه دههٔ ۸۰ شمسی از این شبکه با نام شبکه ملی نیز یاد می‌شود. در دوران مدیریت علی لاریجانی این شبکه سیستم پخش رنگی خود را از سکام به پال تغییر داد. این شبکه هم اکنون توسط ۳ ماهوارهٔ آسیاست سه اس؛ ایتنل ست ۹۰۲ و ماهواره بدر در ایران و بخش‌هایی از آسیا قابل دریافت است. همچنین این شبکه توسط صدها ایستگاه رله در سراسر ایران قابل دریافت است. این شبکه همچنین از طریق شبکه‌های تلویزیون کابلی در افغانستان قابل دریافت است. www.iribt.ir) پایگاه اطلاع رسانی شبکه یک سیما(.
3-2-6-1)اخبار ساعت 21 شبکه یک سیما
منظور از اخبارساعت 21 موضوعات مربوط به مشارکت سیاسی)انتخابات،راهپیمایی ها،سخنرانیهای سیاسی و …) که از اخبار ساعت 21 شبکه یک پخش می شود.
4-2-6-1)راهپیمایی
منظور از راهپیمایی اجتماع مسالمت آمیز یعنی اعتراض کنندگان بدون اعمال خشونت وایجاد بی نظمی مراتب  را اعلام کنند و خواسته های خود را به حاکمان برسانند.(شرکت در راهپیمایی 22 بهمن،روز قدس، راهپیمایی های اعتراض آمیز مانند اهانت به ساحت مقدس پیامبر اکرم ص و…)
5-2-6-1)جلسات و سخنرانیهای سیاسی
منظور از جلسات و سخنرانیهای سیاسی شرکت افراددر جلساتی که به منظور راهپیماییهاوانتخابات اعم از انتخابات ریاست جمهوری،مجلس شورای اسلامی ،مجلس خبرگان رهبری و یا تصمیم گیریهای سیاسی دیگر برگزار می گردد.
6-2-6-1)ستادهای انتخاباتی و انتخابات
منظور از ستادهای انتخاباتی حوزه های انتخاباتی(ریاست جمهوری،مجلس شورای اسلامی ومجلس خبرگان رهبری) که اشخاصی به منظور تبلیغات و شناساندن شخص نماینده برای مردم بوجود می آیدو انتخابات برای تصمیم گیری مردم یا بخشی از مردم است که شخص یا اشخاصی را برای مقام، پست یا مسولیتی و برای مدتی معلوم با ریختن رای خود به صندوق‌های انتخاباتی می گزینند.
7-2-6-1)شرکت در تشکلهای سیاسی دانشجویی
منظور از تشکل‌های سیاسی، آن دسته تشکل‌هایی هستند که ذیل عنوان جنبش دانش‌جویی و هدف مشخص پی‌گیری مطالبات سیاسی دانشجویان و تاثیر‌گذاری بر محیط شکل می‌گیرند. (جامعه اسلامی ،انجمن اسلامی ،بسیج ،تشکل های دانشجویی و….)دانشجویان تصمیم‌گیران و مجریان اصلی و واقعی این تشکل‌ها هستند.
8-2-6-1)کوشش برای اقناع دیگران در امر مشارکت سیاسی
هر یک از ما در طول بیست و چهار ساعت شبانه روز در معرض پیام های سیاسی هستیم. پیام های اقناعی خود مانند تیرهایی ذهن ما را نشانه گرفته و سعی در جذب ما دارند منظور از موضوع فوق یعنی ضمن اطلاع از امر سیاسی(راهپیماییها وانتخابات)دیگران را به این امر ترغیب کنیم.
9-2-6-1)دیدن و شنیدن برنامه های سیاسی
منظور از این موضوع دیدن و شنیدن اخبار ساعت 21 شبکه یک و تاثیر پذیری از دیگران به منظور شرکت در راهپیماییها وانتخابات و دیگرفعالیتهای سیاسی است.

فصل دوم: پیشینه تجربی و نظری تحقیق
فصل دوم:مبانی نظری پژوهش
مقدمه
در این بخش براساس مطالعات گذشته، مبانی نظری پژوهش بیان می شود. منظور از مبانی نظری ارائه تعاریف و مفاهیم بکار رفته در پژوهش به صورت روشن است و باید براساس مطالعات معتبر قبلی صورت گیرد. در بخش دوم ادبیات پژوهش به ارائه مطالعات مشابه که قبلاً توسط پژوهشگران دیگر صورت گرفته پرداخته می شود.

1-1-2)مبانی مشارکت سیاسی
این مبانی به اختصار عبارت‌اند از:
1 .مدنی بودن انسان: انسان بالطبع مدنی یا سیاسی است. زندگی سیاسی براساس روابط مبتنی بر اطاعت پذیری و فرمانروایی انسان‌ها با یک‌دیگر امکان پذیر می‌گردد و در این فرآیند، فرد و جامعه بر یک‌دیگر تأثیر می‌گذارند. در نتیجه، افراد بایستی با مشارکت فعال خویش در سرنوشت خود و جامعه، دخالت کرده و در چگونگی اداره‌ی امور کشور تأثیر گذار باشند چرا که اگر در تعیین سرنوشت خود مشارکت نداشته باشند بر اساس سنت‌های موجود در عالم خلقت، دیگران با سلطه برآن‌ها، برای آن‌ها تصمیم‌گیری خواهند کرد و هر طوری که بخواهند با سیاست‌گذاری و تنظیم اداره‌ی امور، آن‌ها را به دنبال خود می‌کشند و چه بسا که آن‌ها را به ورطه‌ی هلاکت بیندازند.
2.خردمند بودن انسان: خرد و عقل انسان که حاصل آن اندیشه، تعقل و تدبیر است. ضرورت همکاری و تعاون در امور مشترک را مورد توجه و تأیید قرار داده است. براین اساس کنش‌های مربوط به مشارکت همگانی رفتارهایی معقول و هدفمندند و این بدین معناست که قصد مردم این است که به دلیل خردمند بودن از راه ابزارهای مناسب به نتایج خاصی برسند.
3. منافع عمومی و مشترک: انسان‌ها در زندگی دارای منافع مشترک و عمومی هستند که رسیدن به آن‌ها جز از راه اقدام جمعی و همراه با مشارکت ممکن نیست. به علاوه انگیزه‌های متفاوتی هم‌چون کار به خاطر منافع عمومی، احساس وظیفه، علاقه به کار با دیگران، کسب محبوبیت بین دیگران، برخورداری از احترام و قدردانی دیگر شهروندان و یا دست‌یابی به اهداف جمعی، افراد را به مشارکت در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی ترغیب می‌کند. به بیانی: رابطه‌ی متقابل و انتظار از یک‌دیگر حوزه‌ی گسترده‌ای برای مشارکت سیاسی فراهم ساخته که عملکرد فرد در سازمان‌ها و نهادهای جامعه را در گستره‌ی مشارکت سیاسی قرار می‌دهد. )اپتر، دیوید ای ، ترجمه‌ی محمدرضا سعید آبادی: 1380(.
4. اصل حاکمیت عمومی: مشارکت سیاسی به منظور اعمال حق حاکمیت مردم در تعیین سرنوشت خود، امری لازم و ضروری است. اگر مردم برای تعیین سرنوشت خود در صحنه حاضر نباشند و بار مسؤولیت را به گردن دیگران بیندازند، حق حاکمیت شان در تعیین سرنوشت از بین می‌رود. طبق سنت‌های اسلامی هر کس در این راه تلاش کند، به اندازه‌ی سعی و کوشش خود می‌تواند در تعیین سرنوشت خویش مؤثر باشد.
5. مسؤولیت شرعی و دینی: اهمیت مشورت و مشاوره، همکاری و همگامی در انجام امور در اسلام مورد تأکید قرار گرفته است وآیات بسیاری وجود دارند که به طور شفاف و روشن حاوی پیام‌هایی در این مورد هستند. به عنوان نمونه: «… وَشاوَرهُم فی الأَمرِ فإذَا عَزَمتَ فَتَوَکَّل عَلَی الله إِنَّ الله یحِبُّ المُتَوَکِّلین)سوره‌ی آل‌عمران، آیه‌ی (159و در کارها با آنان مشورت نما، لیکن آنگاه که خود تصمیم گرفتی با توکل به خدا آن را انجام ده که خدا آنان را که بر او اعتماد کنند، دوست دارد.» یا: «وَالَّذینَ استَجابُوا لِرَبِهِم وَاقَامُواالصَّلوه و أَمرُهُم شُورَی بَینَهُم وَ مِمّا رَزَقنَهُم ینفِقُونَ؛[سوره‌ی شوری، آیه‌ی 38 (و آنان که امر خدا اجابت کردند و نماز را به پای داشتند و کارشان را به مشورت با یک‌دیگر انجام می‌دهند و از آنچه روزی آن‌ها کردیم به فقیران انفاق می‌کنند.» یا پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید: «مردم همگی کسان خدایند …»[ نهج الفصاحه (سخنان پیامبر اسلام)، گردآوری و ترجمه‌ی ابوالقاسم پاینده، تهران، جاویدان، 1385 (.امام علی(علیه‌السلام) نیز در نامه‌ی معروف خود به مالک اشتر می‌فرماید: «بدان که رعیت را صنف‌هایی است که کارشان جز به یک‌دیگر اصلاح نشود و از یک‌دیگر بی نیاز نباشند.»)نهج البلاغه، گرد آوری سیدشریف رضی، ترجمه‌ی عبدالمحمد آیتی، تهران: بنیاد نهج البلاغه، 1378 (بنابراین با توجه به مبانی یاد شده، مشارکت امری انسانی و در عین حال ضروری و لازم برای بشر است.
2-1-2)تاریخچه مشارکت سیاسی
از قرن شانزدهم میلادی و به دنبال فروپاشی نظام سیاسی کلیسا و ورود نظریه قرارداد اجتماعی به مباحث سیاسی و تاکید متفکران عصر روشنگری بر دخالت مردم در تعیین سرنوشت خود ،بحث مشارکت سیاسی و جامعه مدنی وارد ادبیات سیاسی مغرب زمین شد.
بر پایه آموزه های عصر روشنگری و نظریه قرارداد اجتماعی مشارکت سیاسی به معنای درگیر شدن فرد در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی با اجتماعی شدن سیاست رابطه نزدیکی پیدا کرد.(راش،مایکل،1377)
3-1-2)برای مشارکت دو نظریه کلان مطرح است
الف)نظریات وبری
ب) نظریات رفتاری
1- نظریه هایی که منشاء وبری دارندیعنی از طریقی به نظریه های مارکس وبر برمی گردد و در آن ها بر سیستم اعتقادات،باورها،گرایش ها و اندیشه های فرد تاکید شده است.درباره مساله مشارکت طبق نظریه های وبری فرض بر این است که اگر مشارکت به عنوان یک کنش اجتماعی در نظر گرفته شود این کنش برگرفته از وجوه فرهنگی هر جامعه است و تحت تاثیر عناصر گوناگون موجود در سیستم فرهنگی جامعه قرار می گیرند.
تصور و پنداشتی که افراد و کنش گرها دارند به شدت در رفتار آنها در زمینه مشارکت موثر خواهد بود . در واقع هنگامی که در جامعه ای رفتار مشارکتی وجود ندارد یا گرایش به مشارکت اندک است،ریشه آن بر سیستم دیدگاه های آن جامعه و فرد در ارتباط با فرهنگ ،باورها و تصوری که نسبت به محیط و پیرامون خود دارد برمی گردد. هر قدر باورها ،گرایش ها و وفرهنگ اجتماعی احساس بی قدرتی را در افراد تقویت کند گرایش آنها به مشارکت کاهش می یابد افرادی که کاملا احساس بی قدرتی می کنند اعتماد به نفس خود را در عرصه اجتماعی از دست داده و کم تر مشارکت دارند(علوی تبار،1378:12 )
2-نظریه های مشارکت بر جنبه های رفتاری تاکید دارد .در این نظری ها بخش اعظم رفتار به جای اینکه حاصل باورها و گرایش ها باشد ، نتیجه سود و زیانی است که یک رفتار در خود دارد، به این معنی که پاداش ها و مجازات هایی که در برابر انجام یک رفتار نصیب شخص می شود،تعیین کننده ادامه رفتار اوست . در واقع برای این گونه افراد این مساله مهم است که در صورت نشان دادن گرایش های مشارکتی ،نظام اجتماعی چقدر آنها را تنبیه می کند یا پاداش می دهد . این افراد عقلایی رفتار می کنند و با محاسبه هزینه و فایده های مشارکت یا عدم مشارکت در تصمیم گیری اقدام می نمایند(همان)
1-2-2)دیدگاه ها در مورد مشارکت سیاسی
برای تبیین مشارکت سیاسی و اصولاً هر گونه رفتار سیاسی در کلی‏ترین سطح دو دیدگاه رقیب وجود دارد: انتخاب عاقلانه و مکتب جامعه شناختی. در مکتب انتخاب عاقلانه که آنتونی داونز2 مهمترین نظریه‏پرداز آن است، هر گونه رفتار سیاسی حاصل تصمیم فردی بازیگر است که به طور عاقلانه از میان گزینه‏های مختلف که در یک وضعیت خاص پیش روی اوست گزینه‏ای را انتخاب کند که به بهترین نحو اهداف او را تأمین می‏نماید. آنتونی داونز در چهار چوب مکتب انتخاب عاقلانه تبیینی تئوریک از رفتار رأی دهی مردم ارائه داده است که می‏تواند به برخی انواع دیگر مشارکت سیاسی نیز قابل تعمیم باشد3. هر رأی دهنده بالقوّه بر اساس محاسبه عقلانی عمل می‏کند و در جریان مبارزه انتخاباتی با ارزیابی دولتی که بر سر کار بوده و مقایسه آن با ادعاها و برنامه‏های احزاب مخالف و با در نظر گرفتن منافعی که انتظار می‏رود از پیروزی این یا آن حزب عاید شخص او شود دست به گزینش می‏زند. رأی دهندگان انتخاب کنندگان عاقلی‏اند که شرکت در انتخابات را وسیله‏ای برای تأمین منافع شخصی خود تلقی می‏کنند (سید امامی، 1386، ص63). اولسون4 معتقد است که نفع شخصی عقلانی فرد را وادار می‏کند که هزینه‏های مشارکت در گروه یا عمل جمعی را در مقابل منافع آن بسنجد. وی عقلانیت را عامل قوی برای مشارکت سیاسی می‏داند. داونز و اولسون هر دو بر عقلانیت در مشارکت سیاسی تأکید دارند (راش، 1377 ،ص 136).
در مکتب جامعه‏شناختی، عمل فردی و گروهی برگرفته شده از ارزش‏ها و هنجارهای موجود در جامعه است؛ لذا تحلیل مشارکت سیاسی در پرتو مطالعه عواملی چون شرایط جامعه‏پذیری سیاسی افراد، فرهنگ سیاسی، سیستم‏های گروهی و سایر شرایط مربوط به محیط اجتماعی امکان پذیر می‏شود. یکی از نظریه‏های جامعه‏شناختی نظریه منابع است که در آن ادعا می‏شود برخی منابع اجتماعی و اقتصادی- از جمله تحصیلات، شغل و درآمد- بر مشارکت سیاسی افراد تأثیر می‏گذارند. دسترسی نابرابر افراد به اینگونه منابع در شکل‏گیری سبک زندگی، شبکه‏های اجتماعی و انگیزه‏های افراد مؤثّر است. بنابر این رفتار مشارکتی افراد را باید بر حسب عضویت آنان در گروه‏های شغلی، تحصیلی و غیره توضیح داد (سید امامی، 1386 ، ص65 ).
2-3-1)انواع مشارکت
با توجه به حوزه عملیاتی مشارکت ، انواع گوناگونی از آن را می توان نام برد که برخی از آن ها اشاره می شود اولین تقسیم بندی مربوط به مشارکت سنتی و جدید است.
الف) مشارکت سنتی:این نوع مشارکت براساس عرف،عادت و مذهب پدید می آید و میان افراد جامعه به شکل نهادهای خود جوش وجود دارد
ب)مشارکت جدید:در این نوع مشارکت محرکی افراد را به فعالیت وا می دارد. این محرک معمولا از جانب سازمان های دولتی برای جلب و افزایش مشارکت شهروندان در امور مختلف در قالب برنامه های خاصی وارد می شود.(علوی تبار،1382 :51)
مشارکت را براساس نوع و کسانی که انتظار مشارکت دارند نیز می توان تقسیم بندی کردکه شامل سه دسته است:
الف)مشارکت ابزاری :در این نوع مشارکت انسان ها وسیله هستند و اغلب ترجیح داده می شود که همه مردم براساس یک الگو رفتار کنندو تامین نیروی انسانی مورد نیاز بخش خصوصی بون توجه به مبانی فرهنگی و جنبه های انسانی و صرفا با دیدی مادی و اقتصادی مورد نیاز است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ب)مشارکت تحمیل شده:مشارکتی است که برگزیدگان و نخبگان را به مشارکت می کشانند. در این نوع مشارکت که گاهی از تکنیکهای روانی-اجتماعی یا سازوکارهای فرهنگی استفاده می شود ،هدف لزوما نیازهای واقعی و انتظارات مشارکت کنندگان نیست.
ج)مشارکت توسعه ای :این نوع مشارکت فرایندی اجتماعی ،یکپارچه،جامع،پویا،همبسته،مکمل،چند بعدیو چند فرهنگی است.به عبارت دیگر مشارکت توسعه ای می خواهدکه همگان در مراحل توسعهئ در گیر شوند و دارای خصوصیات زیر است:
1-این نوع مشارکت بر پایه پاسخگویی تقاضاهای مسائل سیاسی ،اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی می باشد و نیازمند ساخت سیاسی مناسب است.
2-فرایند پیوسته است:زیرا مردم در همه مراحل اعم از برنامه ریزی ،تصمیم گیری ،اجرا و مدیریت،نظارت و ارزشیابی و سهیم شدن در منابع درگیر می شوند.
3-فرایندی چند وجهی است:یعنی شامل فعالیتهای آموزشی ،فرهنگی ، زیست محیطی،سیاسی و اقتصادی است.
4-فرایندی چند بعدی است کمشروعیت خود را نه تنها از قانون و دولت بلکه از ریشه های تاریخی ،سنت های فرهنگی واجتماعی و باورهای مردم می گیرد.
5-فرایندی چند فرهنگی است:تمامی گروه های اجتماعی و فرهنگی حاضر در یک جامعه را شامل می شود و هیچ گروهی بر دیگران برتری ندارد(فریدون،1377)
2-3-2)ویژگیهای مشارکت تاثیر گذار
1- دوسویه بودن و نه یک سویه بودن
2-داوطلبانه بودن ونه اجباری
3-آگاهانه بودن و نه غریزی و ناآگاهانه بودن
4-براساس علاقه و نیازها بودن
5-برمبنای اعتقاد و ارزش ها بودن
6-براساس اعتماد و هم راییی متقابل بودن
7-شبیه کارکرد ارگانیسم است
8-نیازمند فعالیت تمام عناصر یک نظام است
9-برمبنای هدف مشترک است
10-مشارکت کنندگان حق شرکت در تصمیم گیریها را دارند
11-بر مبنای آزادی عمل و دفاع از نظرهاست
12-مخصوص یک قشر نیست
اگر مشارکتی فاقد ویژگی های مذکور باشد بنابراین تاثیرات لازم را بر جامعه خود نخواهد داشتو به صورت مقطعی قابل بهره برداری ابزاری خواهد بود(متین،1377:46)
3-3-2)سطوح مشارکت
رابرت دال سطوح مشارکت را در امور سیاسی به مقوله های جزئی تری تبدیل کرده است که قابلیت الگوگیری برای امور دیگر را نیز دارد که در اینجا به این سطوح اشاره می شود.
1-شرکت در انتخابات ریاست جمهوری
2-شرکت در انتخابات محلی
3-فعالیت در یک سازمان درگیر حل مشکل جامعه
4-کار افراد دیگر برای حل برخی مسائل جامعه
5-کوشش برای اقناع دیگران در راهی که خود عمل می کنند
6-فعالیت برای یک نامزد حزب در طول انتخابات
7-تماس با دستگاه های حکومتی
8-شرکت در جلسات سیاسی
9-تشکیل گروه و سازمانی برای حل مشکلات جامعه
10-عضویت در یک سازمان سیاسی
11-پرداخت پول به یک نهاد،حزب یا نامزد انتخاباتی
علاوه بر سطوح مشارکت سیاسی برشمرده شده سطوح دیگری از جمله مشارکت های غیر رسمی مانند شورش ،تظاهرات و غیره نیز برشمرده شده که از ذکر آنها صرف نظر می شود.(رهبر،1380 :34 )
4-2)نظریه ها

1-4-2)دیدگاه هانتینگتون
هانتینگتون و نلسون مشارکت سیاسی را از عوامل اصلی توسعه سیاسی می‏دانند. آنان مشارکت سیاسی را تابع دو عامل نگرش و اولویت‏های نخبگان سیاسی و وضع گروه‏ها و انجمن‏ها و نهادهای اجتماعی واسطه در خود جامعه می‏دانند و معتقدند که فرایند توسعه اقتصادی و اجتماعی از طریق دو مجرا می‏تواند سرانجام به گسترش مشارکت سیاسی و اجتماعی بیانجامد:
الف. مجرای تحرک اجتماعی به این معنی که کسب منزلت‏های بالاتر اجتماعی به نوبه خود در فرد احساس توانایی و نگرش‏های معطوف به توانایی و تأثیر نهادن بر تصمیم‏گیری‏های دستگاه‏های عمومی را ایجاد می‏کند و این عوامل ذهنی در مجموع می‏تواند مشوق مشارکت در سیاست و فعالیت‏های اجتماعی باشد. در این حالت منزلت اجتماعی بالاتر و احساس توانایی و مؤثر بودن از نظر سیاسی به عنوان متغیرهای میانی، مشوّق مشارکت اجتماعی و سیاسی می‏شود. به نظر این دو نویسنده، از میان متغیرهای منزلتی، میزان سواد یا تحصیلات فرد بیشترین تأثیر را بر مشارکت سیاسی دارد.
ب. مجرای سازمانی یعنی عضویت و مشارکت فعّال در انواع گروه‏ها و سازمان‏های اجتماعی (اتحادیه‏های شغلی و صنفی، گروه‏های مدافع علائق خاص و نظایر آن‏ها) است که احتمال مشارکت در فعالیت اجتماعی و سیاسی را بیشتر می‏کند. این عوامل در جوامعی که فرصت‏های تحرک فردی در آن‏ها محدودتر است، اهمیت بیشتری دارد زیرا همانطور که گفته شد فرد برای رسیدن به وضع اجتماعی و اقتصادی بهتر به عنوان آخرین راه حل به فعالیت در سازمان‏های اجتماعی یا احزاب سیاسی می‏پردازد اما بطور کلی دخالت در فعالیت سازمان‏ها در تبیین تفاوت سطوح مشارکت سیاسی، از منزلت اجتماعی- اقتصادی مهم‏تر است (رضایی، 1375، صص 56-54).
2-4-2)دیدگاه پری
پری معتقد است که باید سه جنبه از مشارکت سیاسی یعنی شیوه مشارکت، شدت وکیفیت آن را بررسی کرد. منظور وی از شیوه مشارکت این است که مشارکت چه شکلی به خود می‏گیرد آیا رسمی است یا غیر رسمی و استدلال می‏کند که شیوه مشارکت برطبق فرصت، میزان علاقه، منابع در دسترس فرد و نگرش‏های رایج به مشارکت در جامعه و به ویژه این که آیا مشارکت تشویق می‏شود یا نمی‏شود فرق دارد. منظور از شدت، سنجش تعداد افرادی است که در فعالیت‏های معین شرکت می‏کنند و هم تعداد دفعات مشارکت آنان است که باز هم ممکن است بر طبق فرصت‏ها و منابع فرق کند. کیفیت به میزان اثر بخشی که در نتیجه مشارکت به دست می‏آید و سنجش تأثیر آن بر کسانی که قدرت را اعمال می‏کنند و نیز بر سیاستگذاری‏ها مربوط می‏شود. کیفیت هم بر طبق فرصت‏ها و منابع از جامعه‏ای به جامعه دیگر و از موردی به مورد دیگر فرق می‏کند (راش، 1377، صص124- 123).
3-4-2)دیدگاه رابرت دوز و مارتین لیپست
به نظر لیپست کشورهایی که به همراه رشد اقتصادی از طبقه متوسط بالاتری برخوردار باشند دموکراتیک‏تر از کشورهایی هستند که این زمینه در آن‏ها کمتر می‏باشد. او در این رابطه به ویژگی‏های طبقه متوسط به عنوان مؤلّفه‏های مثبت برای توسعه دموکراتیک اشاره دارد.
لیپست و دوز در تجزیه و تحلیل رفتار سیاسی و مشارکت مردم در کشورهای امریکا و کانادا، بریتانیا و استرالیا بر عوامل و متغیرهایی تأکید می‏ورزند که به اعتقادشان بر مشارکت سیاسی تأثیر مهمی دارد ولی شدّت و الگوی این تأثیرگذاری ثابت نبوده است. مهمترین این عوامل عبارتند از: باورهای مذهبی، جنسیت، سن، نژاد، روستایی یا شهری بودن افراد، طبقه اجتماعی و پیوندهای منطقه‏ای. ازنظر آنان در کشورهای فوق بجز امریکا عواملی مانند سن و جنسیت از جمله متغیرهای مهم مؤثر بر مشارکت سیاسی می‏باشند. همان‏طور که گفته شد شدّت تأثیرگذاری عوامل مذکور در همه کشورها به یک اندازه نبوده و نمی‏توان به یک الگوی چندان ثابتی در رفتار مشارکتی شهروندان در آن دست یافت. به عنوان نمونه بین موقعیت‏های اجتماعی افراد جامعه و پنداشته‏های سیاسی و گرایش‏های عقیدتی و حزبی آنان رابطه ثابتی وجود ندارد، به طوری که بسیاری از افرادی که وضعیت اقتصادی مطلوبی ندارند، در فعالیت‏های سیاسی به نفع احزاب محافظه کار و افراد سرمایه‏دار رأی می‏دهند و برعکس (لیپست و دوز، 1373، ص396).
4-4-2)دیدگاه میلبراث و گوئل
میلبراث وگوئل در تبیین مشارکت سیاسی از هفت عامل عمده نام می‏برند. این عوامل عبارتند از: محرک(انگیزه سیاسی)، موقعیت اجتماعی، ویژگی‏های شخصی، محیط سیاسی، مهارت، منابع و تعهد. منظور از محرک سیاسی عواملی از قبیل مناظره‏های سیاسی، تعلق خاطر نسبت به یک سازمان درگیر فعالیت‏های سیاسی و دسترسی به اطلاعات درست می‏باشد. منظور از ویژگی‏های شخصیتی عبارت است از خصوصیاتی چون اجتماعی بودن، برون‏گرایی و نظایر این‏ها. افرادی با خصوصیات مذکور هم بیشتر خود را درگیر مسایل سیاسی می‏کنند. پایگاه اجتماعی با شاخص‏هایی چون میزان تحصیلات، موقعیت محل سکونت، تعلق طبقاتی و قومیت سنجیده می‏شود. محیط سیاسی عبارت است از محیطی که افراد درآن بسر می‏برند. به عنوان مثال فرهنگ سیاسی معینی می‏تواند او را نسبت به مشارکت در مسایل سیاسی تشویق کرده و یا بازدارد. منظور از مهارت، توانایی تحلیل قدرت سازماندهی، مهارت در سخنرانی‏ها و خطابه. منظور ازمنابع اشاره به منابع مالی غیر نقدی است که می‏تواند در قالب تماس‏ها و روابط افراد با دولت‏مردان و دبیران احزاب باشد. منظور از تعهد، تعلق خاطر نسبت به یک سازمان، گروه، حزب و یا فرد خاصی است که این پیوند و دلبستگی نسبت به موارد مذکور هم بر مشارکت سیاسی افراد تأثیر قابل ملاحظه‏ای دارد. برای مثال هر چه فرد بیشتر در معرض انگیزه‏های سیاسی به صورت بحث درباره سیاست، تعلق به سازمانی که به شکلی به فعالیت سیاسی می‏پردازد یا دسترسی داشتن به اطلاعات سیاسی مربوط قرار داشته باشد، احتمال مشارکت سیاسی بیشتر است. اما مشارکت سیاسی بر طبق ویژگی‏های شخصی فرد نیز فرق می‏کند. شخصیت‏های اجتماعی‏تر، مسلط‏تر و برون‏گراتر، بیشتر احتمال دارد که از نظر سیاسی فعال باشند (راش، 1377، ص 138).
5-4-2)دیدگاه رابرت دال
رابرت دال در توصیف مبانی رفتار سیاسی ملّت‏ها به عقاید سیاسی و بویژه عقاید فعالان سیاسی جامعه اعتقاد دارد. پرسش اساسی دال این است که عقاید سیاسی تا چه اندازه عمل سیاسی مردم یک جامعه را تعیین می‏نماید. وی عقیده دارد که برای فهم میزان تأثیر عقاید در رژیم‏ها ابتدا لازم است عوامل تعیین کننده عقاید سیاسی فعّالان سیاسی جامعه بررسی شود. به نظر دال کسی نمی‏تواند تأثیر عقاید و عمل سیاسی خود و دیگران را انکار نماید. وی در ادامه بحث خود سؤال مهمتری را مطرح می‏کند؛ اگر عقاید مردم در نظام سیاسی دخالت دارد و نوع رژیم آن جامعه را مشخص می‏کند باید این پرسش را مطرح کرد که «عقاید چه کسانی بیشترین تأثیر را در نظام سیاسی یک جامعه دارد؟» تأکید دال بیشتر روی عقاید گروهی از مردم است که وی آن‏ها را به عنوان«فعالان سیاسی» معرفی می‏کند(فیرحی، 1377، صص59- 58 ).
1-5-2)به طور کلی در تبیین مشارکت سیاسی در غرب دو نظریه مطرح شده است
مشارکت سیاسی به منظور اعمال حق حاکمیت مردم در تعیین سرنوشت خود، امری لازم و روری است. اگر مردم برای تعیین سرنوشت خود در صحنه حاضر نباشند و بار مسؤولیت را به گردن دیگران بیندازند، حق حاکمیتشان در تعیین سرنوشت از بین می‌رود. طبق سنت‌های اسلامی هر کس در این راه تلاش کند، به اندازه‌ی کوشش خود می‌تواند در تعیین سرنوشت خویش مؤثر باشد.
 
1 . نظریه‌ی ابزاری مشارکت: در این نظریه مشارکت را وسیله‌ای برای یک هدف یعنی برای دفاع یا پیشبرد یک فرد یا گروهی از افراد در برابر جباریت و استبداد در نظر می‌گیرند. آن‌ها می‌گویند که افراد بهترین داور منافع خودشان هستند، حکومتی که مردم در آن مشارکت داشته باشند کارآمدتر است. افرادی که از تصمیم‌ها تأثیر می‌پذیرند حق دارند در گرفتن تصمیم‌های دیگر مشارکت داشته باشند و مشروعیت حکومت بر مشارکت استوار است. وارثان نهایی نظریه‌ی ابزاری، فایده گرایان و کثرت گرایان هستند.
2 . نظریه‌ی تکاملی مشارکت: طرفداران این نظریه استدلال می‌کنند که شهروند آرمانی، یک شهروند مشارکت کننده است و بنابراین مشارکت، اعمال مسؤولیت اجتماعی است یا یک تجربه‌ی یادگیری است که شهروندان را نه تنها آگاه از حقوق خود بلکه آگاه از وظایف و مسؤولیت‌هایشان پرورش می‌دهد. چنین دیدگاهی در نوشته‌های «ارسطو، جان استوارت میل، دوتوکویل و روسو» یافت می‌شود. «میسرا» می‌گوید: «رشد توانایی‌های اساسی بشر از جمله شأن و منزلت انسانی و مسؤول ساختن بشر در باروری نیروی تصمیم‌گیری و عملی که سنجیده و از روی فکر باشد.)توسلی: 1382ص50).
1-6-2)رسانه ها
رسانه‌ها نوعی ابزار ارتباطی در جامعه هستند که در دنیای امروزی نقش بسیار مهمی را در بیداری مردم ایفا می‌کنند. یکی از کارکردهای رسانه‌ها ایجاد همبستگی اجتماعی و زمینه‌سازی برای مشارکت عمومی است.
در حقیقت یکی از مؤلفه‌های تعیین کننده‌ی حاکمیت مردمی، فراهم بودن شرایط برای تمامی شهروندان جهت مشارکت در سیاست و امور حکومتی است. به بیانی: تنها از راه مشارکت است که قدرت سیاسی به طریق مسالمت آمیز دست به دست می‌گردد و میزان توسعه‌ی سیاسی یک کشور بستگی مستقیم به این مؤلفه‌ی اساسی دارد.
اساساً از رسانه‌ها به‌عنوان رکن چهارم دموکراسی یاد می‌شود رکنی که از یک طرف با مردم و از سوی دیگر با حکومت در ارتباط است. نقش رسانه‌ها در مشارکت در همین بین معنا پیدا می‌کند. برای ایجاد مشارکت لوازم گوناگونی نیاز است از جمله این لوازم، ابتدا موضوع یا محملی خاص برای مشارکت، دوم کارگزاران و متولیان مشارکت یعنی کسانی که برای مشارکت برنامه‌ریزی و سازماندهی می‌کنند. سوم شهروندان و در آخر کانال‌های اتصال بین کارگزاران و شهروندان است که این کانال‌ها در مشارکت‌های گسترده و نوین رابط رسانه‌ها هستند. از این منظر رسانه‌ها به خودی خود واجد قدرت نیستند، آنچه به رسانه‌ها قدرت می‌بخشد توانایی آنها برای شکل‌دهی به افکار عمومی له یا علیه حکومت می‌باشد. بنابراین می‌توان این تعبیر را هم به کار برد که رسانه‌ها واسطه اصلی میان سیاستگذاران و توده مردم‌ هستند؛ بدین معنا که رسانه‌ها توده‌ها را بسیج می‌کنند تا اندیشه‌های جدید و تکنیک‌های مدرن را بپذیرند و از سوی دیگر ساختار سیاسی باثبات و پایداری را بنا کنند که در آن ساختار، محیط اجتماعی همگون و شایسته‌ای پدید آید. البته یکی از وظایف رسانه‌ها این است که واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی را به‌درستی به تصویر بکشانند. ایفای نقش وجدان جمعی مستلزم این است که رسانه‌ها بتوانند تمام نظام اجرایی را نقد کنند، زیرا انتقاد سازنده با رفع خطا و اجرای درست امری سازنده است. تحت چنین شرایطی نقش رسانه‌ها هدایت و تأثیرگذاری بر افکار عمومی، ساختن ایدئولوژی و فرهنگ توده‌ای، پرورش شهروندانی نقاد و ایجاد همبستگی اجتماعی در جامعه‌ای باز و کثرت‌گرا می‌باشد.بنا به اهمیت بحث «رسانه‌ها و مشارکت سیاسی» گروه پژوهش‌های فرهنگی و اجتماعی پژوهشکده تحقیقات استراتژیک قصد دارد در این شماره از سلسله مقالات گروه پژوهش‌های رسانه از منظرهای مختلف به بحث پیرامون نقش رسانه‌ها در مشارکت سیاسی بپردازد.مقاله اول این پژوهشنامه اختصاص یافته است به مقاله «نقش رسانه‌ها در فرایند جلب مشارکت سیاسی» نوشته دکتر حسن سبیلان اردستانی. هدف این مقاله، نمایش فرایند جلب مشارکت عمومی با رویکرد به مشارکت سیاسی با استفاده از ابزارهای رسانه‌ای است. به این منظور مطالب این مقاله در دو قسمت مورد بررسی قرار گرفته‌اند. در قسمت اول تعریف مشارکت و خصوصیات آن مورد واکاوی قرار گرفته است. این قسمت دست‌اندرکاران را به موضوع مشارکت مسلط می‌نماید به این ترتیب اشتراک معنایی برای تمامی کارگزاران اعم از تصمیم‌گیران، برنامه‌ریزان، رسانه‌ها و مجریان به وجود می‌آورد و این تحقق مشارکت را میسر خواهد کرد. قسمت دوم به اصول و قواعد جلب مشارکت به‌وسیله رسانه‌های همگانی اختصاص دارد. در این قسمت فرایند جلب مشارکت به‌وسیله رسانه‌ها، تبلیغات برای مشارکت، بسترسازی و محرک‌های رسانه‌ای تشویق مشارکت آورده شده‌اند.مقاله بعدی تحت عنوان «نقش رسانه‌ها در مشارکت سیاسی شهروندان» نوشته شهرود امیرانتخابی و جواد حیران‌نیا است. مفروض نویسندگان آن است که با پیچیده شدن و گسترش جوامع، اهمیت ارتباطات در بعد سیاسی روزافزون می‌شود. این نقش رسانه‌ها می‌تواند در راستای هماهنگی و همسویی با نظام سیاسی و در خدمت آن باشد. در این راستا نویسندگان ضمن تشریح رابطه رسانه و سیاست به بررسی نقش و وظایف رسانه‌ها در ارتباطات سیاسی، مشارکت سیاسی، عوامل مؤثر بر مشارکت سیاسی، انتخابات و مشارکت سیاسی، توسعه سیاسی و در نهایت نقش رسانه‌ها در مشارکت سیاسی پرداخته‌اند(امیر انتخابی:1389).
2-6-2)وسایل ارتباط جمعی و مشارکت سیاسی
   جی بلوملر در سال 1986 در مقاله” نقش نظریه‌ها در کارایی تحقیقات ارتباطات” به جمع‌بندی در باره نظریه های مربوط به تأثیر رسانه های جمعی دست زده است وی در مورد قدرت تأثیر وسایل ارتباط جمعی بر مخاطبان از آغاز قرن اخیر تا کنون سه باور متفاوت را مطرح کرده است:                       
1-نظریه تزریقی : این نظریه تا اواخر جنگ جهانی دوم ادامه داشته و معتقد بوده است که رسانه های جمعی بسیار قدرتمند و با نفوذند. این قوی‌ترین نظریه موافق با تبلیغات مستقیم سیاسی است.
2-نظریه دوم نظریه انتشار اطلاعات یا دکترین پشتیبانی  است که از جنگ دوم جهانی تا حدود سال 1960 توسط ژوزف کلاپر دوام داشته است. این دیدگاه معتقد است که رسا نه های جمعی نمی‌توانند عقاید را شکل و یا نگرش مخاطبان را تغییر دهند بلکه صرفاً گونه های مختلف اطلاعات را ارسال و باورهای موجود را تقویت می‌کنند.
3-نظریه سوم بر جسته سازی رسا نه ای است. این دیدگاه از 1960 به بعد بو جود آمده و اولین بار توسط برنارد کوهن به طور استعاری و سپس توسط مک کومب و دونالدشا در تحقیقات به کار گرفته شد. این دیدگاه معتقد است که اولویت‌های رسانه‌ها و موضوعاتی که آن‌ها بر جسته می‌کنند بر اولویت‌های عمومی مردم تأثیر می‌گذارد و این تأثیر غیرمستقیم است. عواملی چون سن، جنس، تحصیلات، وفاداری جزیی، اطلاعات سیاسی و…در تصمیم گیری سیاسی اثر مستقیم و غیر مستقیم دارند.
  محسنیان راد می گوید در جامعه ای که فاقد احزاب تعریف شده و مشخص بوده‌اند و بجای آن شبه احزابی هیأتی حضور داشته‌اند بیشتر شاهد قدرت تبلیغات غیر مستقیم در مقابل تبلیغات مستقیم هستیم. آنچه در اینجا مورد استفاده قرار می‌گیرد نقش رسانه‌ها به عنوان یکی از عوامل جامعه پذیری سیاسی در چارچوب دکترین پشتیبانی می‌باشد که توسط ژوزف کلاپر مطرح شده است. این نظریه که در واقع قدرت تبلیغات غیرمستقیم را تایید می‌کند و معتقد است:1- پوشش رسا نه ای رقابت‌های انتخاباتی، در کشاندن مردم به پای صندوق‌های رأی تأثیر داشته است .2 -تعداد کمی از مردم تحت تأثیر دریافت‌های خود از رسانه‌ها تغییر رأی می‌دهند.3-مخاطبان رسانه‌ها، خود را در معرض پیام‌هایی قرار می‌دهند که با نگرش‌های سیاسی پیشین آن‌ها موافقت و سازگاری داشته باشد. (محسنیان راد :‌1378ص5 ).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید