فصل دوم: چارچوب نظری تحقیق
2-1- نظریه نو واقع‌گرایی (با تاکید بر اندیشه کنت والتز)14
فصل سوم: عوامل تاثیرگذار در معادلات منطقه‌ای
3-1- تحولات عراق جدید19
3-2- طرح خاورمیانه بزرگ24
3-3- تحولات عربی (بیداری اسلامی)26
3-4- برنامه‌های هسته‌ای ایران30
3-5- لبنان36
3-6- تحولات افغانستان39
3-7- افراط‌گرایی در پاکستان42
3-8- امنیت خلیج فارس47
3-9- مسأله فلسطین50
3-10- جمع‌بندی56
فصل چهارم: بررسی موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای
4-1- ویژگی‌های استراتژیکی منطقه خاورمیانه59
4-2- تقابل ایران و عربستان در معادلات منطقه خاورمیانه64
4-3- اقدامات رقبای منطقه‌ای ایران برای تضعیف موقعیت و نفوذ این کشور در معادلات منطقه‌ای67
4-3-1- ایران هراسی67
4-3-2- تلاش آمریکا برای حداقل‌سازی نقش ایران68
4-3-3- موقعیت آمریکا در قبال تحولات منطقه‌ای69
4-3-4- تشدید تعارضات مذهبی در قالب رقابت شیعه و سنی72
4-3-4-1- شرایط گذشته72
4-3-4-2- فعال شدن عنصر شیعی در منطقه73
4-3-4-3- رویکرد و منافع دولت‌های عربی74
4-3-4-4- سطح داخلی75
4-3-4-5- سطح منطقه‌ای77
4-3-4-6- سطح بین‌المللی78
4-4- عوامل زمینه‌ساز قدرت‌گیری ایران در منطقه79
4-5- عراق نمونه برجسته تاثیرگذار در موقعیت ایران و کشورهای رقیب81
4-5-1- تأثیر رقبای منطقه‌ای و بین‌المللی بر شکل‌گیری تنش در عراق81
4-6- تقسیم بندی تحولات جهان عرب از لحاط تأثیرگذاری بر منافع و ارزش‌های ایران و رویکرد کشورهای رقیب92
4-6-1- مصر، لیبی، تونس و یمن93
4-6-2- سوریه و اردن94
4-6-3- بحرین95
4-6-4- رویکرد ایران در قبال تحولات بحرین96
4-7- جمع‌بندی103
فصل پنجم: نتیجه‌گیری
5-1- نتیجه‌گیری105
فهرست منابع109
فهرست جدول‌ها
عنوان صفحه
جدول 3-1- سطوح بازدارندگی31
جدول 3-2- مقایسه توانایی قانونمند و توانایی کامل در تأمین اهداف پنج‌گانه‌ی برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران33
فهرست شکل‌ها
عنوانصفحه
شکل 3-1- چشم‌انداز ستیزه‌گری در پاکستان پس از سال 200043
چکیده
نوشتار حاضر به بررسی موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای می‌پردازد. در این راستا، سوال اصلی این گونه مطرح شده است که معادلات منطقه‌ای چه تاثیری بر موقعیت ایران و کشورهای رقیب داشته است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح شده است که معادلات منطقه‌ای زمینه‌ساز ارتقای موقعیت ایران و تضعیف کشورهای رقیب شده است. نوع روش تحقیق نیر توصیفی – تحلیلی می‌باشد. همچنین در جهت حمایت نظری از موضوع از نظریات واقع گرایی، نو واقع‌گرایی، واقع‌گرایی تدافعی و تهاجمی بهره گرفته‌ایم. به طور کلی، منطقه‌ی خاورمیانه به واسطه‌ی تحولاتی همچون بیداری اسلامی، مساله فلسطین، تحولات داخلی لبنان، بحران‌های عراق، سوریه و افغانستان دستخوش بحران‌های بسیاری شده است. این مساله، تنش‌ها و واگرایی موجود میان ایران و سایر قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای رقیب را بالا برده است. در نتیجه، بحران‌های موجود پیچیده‌تر شده و راه برای ناامنی‌های گسترده باز می‌شود.
کلمات کلیدی:
ایران، کشورهای رقیب، خاورمیانه، بحران، معادلات منطقه‌ای

فصل اول:
کلیات تحقیق

1-1- بیان مسأله
ماهیت نظام بین‌الملل در دنیای امروز به گونهای است که به همان اندازه که دامنههای نقش و نفوذ و منافع ملی قدرت‌ها در دنیا افزایش می‌یابد، به همان اندازه نیز ضرورت گسترش تعامل و همکاری و نیاز به ائتلاف‌ها و تمرکز بر منطقه‌گرایی نیز گسترش می‌یابد. منطقه‌ی خاورمیانه از جمله مهم‌ترین عرصه‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و کشورهای رقیبش از جمله عربستان، ترکیه، آمریکا، اسرائیل و… است که همواره برای دولت مردان این کشورها از اهمیت فراوانی برخوردار بوده است. در این راستا، تحولات مربوط به عراق و افغانستان، مساله فلسطین و لبنان، امنیت خلیج فارس، مباحث مربوط به بیداری اسلامی باعث شده است تا کشورهای قدرتمند منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خاورمیانه را به عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های سیاست خارجی خود قرار دهند تا موقعیت و جایگاه خود را در نظام بین‌الملل و همچنین سطوح منزقه‌ای ارتقا بخشند.
منطقه خاورمیانه بعد از سال 2001 در حال انتقال به نظام سیاسی و امنیتی جدیدی است که در آن تمامی بازیگران مهم منطقه‌ای در حال رقابت برای تثبیت نقش‌های جدید خود در منطقه هستند. ایران نیز به عنوان یک قدرت مهم منطقه‌ای برای تثبیت نقش خود، سیاست خارجی خود را در راستای تقویت همکاری‌ها و گسترش تبادلات در سطح منطقه‌ای، تعامل با ملت‌ها، ایجاد ائتلاف‌های جدید در سطح دولت‌ها، حمایت از جنبش‌های و گروه‌های شیعی، مقابله با قدرت‌های فرامنطقه‌ای و… قرار داده است. به عبارت دیگر، حضور فعال ایران در مسائل منطقه‌ای پس از سال 2003، ضمن تثبیت نقش‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی ایران در منطقه، اهمیت استراتژیک ایران را صحنه نظام بین‌الملل نیز افزایش داده است. از سوی دیگر باید اشاره داشت که اتخاذ این سیاست‌ها از سوی جمهوری اسلامی ایران زمینه ساز ایجاد حساسیت‌ها و تقابلات بعضاً گسترده‌ای از سوی ایران در یک سمت و کشورهای رقیبش در سوی دیگر شده است. در این میان ایران که مقامات و رسانه‌های غربی از آن با عنوان سرچشمه هلال شیعی و به تعبیر دیگر هلال مقاومت یاد می‌کنند به‌نظر می‌رسد براساس شاخص‌های رفتاری بازیگر مستقل منطقه‌ای است که به معماری تحولات خاورمیانه منطبق با خواست قدرت‌های فرامنطقه‌ای اعتقادی ندارد و بر این باور است که سیر تحولات خاورمیانه درپی فراگیری بیداری اسلامی در مسیری متناسب با خواست مردم خاورمیانه پیش می‌رود، اما صرف‌نظر از این قدرت‌های منطقه‌ای برخی بازیگران نظیر کشور کوچک قطر نیز به‌ دنبال سمت ‌و سو دادن به روند تحولات خاورمیانه هستند که جای تحلیل دارد.
با این حال، وجود چند عامل بر ابهامات و پیچیدگی‌های موقعیت ایران و کشورهای رقیبش در معادلات منطقه‌ای افزوده است. یکی از مهم‌ترین این عوامل، وجود گروه‌های افراطی مذهبی است. این گروه‌ها ضمن پیچیده‌تر کردن تحولات امنیتی منطقه، بر راهبردهای سیاست خارجی کشورهای منطقه نیز اثرگذار بوده است. همچنین می‌توان به نقش متفاوت و متعارض کشورهای فرامنطقه‌ای و به طور مشخص آمریکا اشاره داشت. اتخاذ سیاست‌های متضاد در قبال مسائل منطقه از جمله در بحث بیداری اسلامی، از مهم‌ترین ابهاماتی است که کشورهای منطقه با آن روبرو هستند. از سوی دیگر، نبود ثبات در تصمیم‌گیری قدرت‌های منطقه‌ای نظیر ایران، عربستان، ترکیه و… در قبال مهم‌ترین تحولات منطقه‌ای، از دیگر مسائل و مجهولات بحث پژوهش حاضر است. در این تحقیق با بررسی و تحلیل موضوع، سعی می‌شود به ابهامات فوق پاسخ داده شود.

1-2- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

خاورمیانه همان گونه که بین‌المللی‌ترین منطقه جهان می‌باشد، یکی از بحران خیزترین و بی‌ثبات‌ترین نقاط جهان نیز محسوب می‌گردد. زندگی سیاسی اغلب کشورهای منطقه با بحران‌ها و ناهنجاری‌های سیاسی دیگر کشورهای منطقه‌ای رقم می‌خورد. در واقع سیاست خارجی منطقه‌ای کشورها به جای آن که به دنبال پیشبرد منافع ملی در بیرون از مرزها باشد، باید بیشتر از هر چیز با اتخاذ یک رویکرد کنترلی، مواظب ورود عوامل ناامن کننده از بیرون به درون مرزهای ملی باشد. تصادم منافع ملی کشورهای منطقه با یکدیگر از یک طرف و پیوستگی منافع قدرت‌های بزرگ با مسائل منطقه‌ای از طرف دیگر باعث شده است تا بی‌ثباتی و تنش در بطن تحولات منطقه‌ای نهادینه گردد. همچنین باید اشاره داشت که وضعیت خاورمیانه، حاوی‌گذار و تحول در سلسله مراتب قدرت‌ها و تلاش هر یک از قدرت‌ها جهت شکل دهی به نظم جدید می‌باشد. از سوی دیگر، درک نوین ژئوپلیتیک معتقد است خاورمیانه در وضعیت جدید دچار مسائل و مشکلاتی است که محور اصلی آن امنیت می‌باشد. برخلاف رویکرد سنتی، ژئوپلیتیک جدید این بصیرت را به ما می‌دهد که در کنار رقابت طبیعی بازیگران برای احراز جایگاهی بالاتر در نظم سلسله مراتبی جدید، مسائل بی‌شماری آن‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهد که بازی آن‌ها را از حالت منازعه خارج و به حالت همکاری و مشارکت در شکل دهی به یک نظم باثبات در عین رقابت در می‌آورد. با توجه به این مهم، باید اشاره داشت که تحولات مهم منطقه‌ای از جمله عراق، افغانستان، فلسطین، لبنان و… زمینه ساز افزایش تلاش برای ارتقای موقعیت از سوی کشورهای قدرتمند منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای در معادلات خاورمیانه شده است که شناخت زوایا و جنبه‌های گوناگون آن نگارش تحقیق حاضر را چند برابر می‌کند.

1-3- مرور ادبیات و سوابق مربوطه
درباره تحقیق حاضر منابع زیادی نوشته نشده است ولی با این حال، برخی منابع که در لابلای مباحث خود به موضوع این پژوهش نیز اشارهاتی داشته‌اند، بررسی می‌شود.
یوسفی، محسن. 1390. انقلاب‌های عربی: مسأله اجتماعی یا مسأله سیاسی. مجله اطلاعات سیاسی- اقتصادی. سال بیست و پنجم، شماره 284.
نویسنده در این مقاله، تحولات کشورهای لیبی، تونس، یمن، مصر، بحرین و… را مورد بررسی قرار داده است. وی ضمن بررسی انقلاب و نا آرامی در کشورهای عربی معتقد است که مهم‌ترین عامل زمینه‌ساز شکل‌گیری انقلاب‌ها و نا آرامی‌ها، عدم توسعه نهادهای مدنی، سرکوب شدید مخالفان، فقر و بیکاری بوده است. ایراد اساسی این منبع، عدم توجه به نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای و همچنین عوامل فرهنگی در شکل‌گیری انقلاب و نا آرامی در کشورهایی همچون بحرین و تأکید صرف بر چند مسأله از جمله فقر و بیکاری در این کشورها است.
کاویانی، حسین. 1388. ساختارهای حکومتی در خلیج فارس. فصلنامه راهبرد اندیشه. سال سوم. شماره 3.
نویسنده در این مقاله، ابتدا نحوه شکل‌گیری ساختارهای حکومتی خلیج فارس را تشریح کرده و معتقد است از آنجایی که این نوع سیستم حکومتی فردی بوده و در آن پادشاه و حاکم نقش حیاتی را در اختیار دارد، چالش‌ها و موانع بسیاری برای مشارکت شهروندان در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی وجود دارد.
قمشه‌ای، محمدرضا. (1387). جایگاه افغانستان و پاکستان در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پس از 11 سپتامبر. تهران: نشر پروا.
نویسنده در این کتاب، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران را در قبال پاکستان پس از 11سپتامبر مورد ارزیابی قرار داده است. نویسنده معتقد است شکل‌گیری حوادث 11 سپتامبر باعث گسترش تروریسم شد و با توجه با این که پاکستان یکی از کانون‌های اصلی وجود تروریسم است، این امر حضور گسترده‌ی آمریکا را در این کشور در پی داشته است تا به بهانه مبارزه با تروریسم، ساختارهای مختلف این کشور را نیز تحت تسلط خود داشته باشد. از نظر نویسنده، این امر می‌تواند زمینه ساز تهدیدات جدی برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران باشد.
تخشید، محمدرضا. 1387. یک جانبه‌گرایی آمریکا و تأثیر آن بر نقش منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران. فصلنامه علوم سیاسی. سال یازدهم، شماره 2.
نویسنده در این مقاله معتقد است که روابط ایران و آمریکا با گذشت حدود ۳۰ سال از انقلاب اسلامی ایران، همواره در حالت چالشی بوده است. این روابط پس از جنگ سرد و به‌ خصوص طی یک دهه اخیر، وارد مرحله تازه‌ای شده که مقارن با دوران یک جانبه‌گرایی آمریکا است. با توجه به حذف رقیب اصلی از صحنه رقابت و برتری آمریکا در صحنه جهانی، این احتمال دور از ذهن نبود که اقدامات آمریکا در خاورمیانه علاوه ‌بر تثبیت هژمونی بر منطقه، تمامی قدرت‌های منطقه‌ای از جمله ایران را در حاشیه قرار دهد اما روند تحولات نشان می‌دهد که این رویکرد، نه ‌تتها موجب کاهش نقش ایران نشد، بلکه موجب توسعه نفوذ و افزایش شعاع تأثیر ایران بر منطقه بوده است. مقاله به ‌دنبال بررسی این حقیقت است که چگونه یک جانبه‌گرایی و فشارهای همه ‌جانبه به کشورهای منطقه چنین پیامدهایی به‌دنبال داشته است.
اردستانی، غلامعلی. (1386). خاورمیانه، جامعه مدنی و چالش‌های فراروی. تهران: نشر علوم نوین.
نویسنده در این کتاب، ابتدا به بررسی جایگاه جامعه مدنی در نزد اندیشمندان و صاحب نظران پرداخته و سپس به تفکیک در بخش‌های مختلف کتاب، در سه بخش سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، مهم‌ترین موانع تأثیر‌گذار در شکل‌گیری جامعه مدنی در کشورهای خاورمیانه را مورد بررسی قرار داده است. وی در پایان نتیجه می‌گیرد با توجه به وضعیت موجود، کشورهای خاورمیانه باید راهی طولانی برای دموکراسی و جامعه مدنی بپیمایند.
اردستانی، غلامعلی. (1386). خاورمیانه، جامعه مدنی و چالش‌های فراروی. تهران: نشر علوم نوین.
نویسنده در این کتاب، ابتدا به بررسی جایگاه جامعه مدنی در نزد اندیشمندان و صاحب نظران پرداخته و سپس به تفکیک در بخش‌های مختلف کتاب، در سه بخش سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، مهم‌ترین موانع تأثیر‌گذار در شکل‌گیری جامعه مدنی در کشورهای خاورمیانه را مورد بررسی قرار داده است. وی در پایان نتیجه می‌گیرد با توجه به وضعیت موجود، کشورهای خاورمیانه باید راهی طولانی برای دموکراسی و جامعه مدنی بپیمایند.
حاجی یوسفی، امیر محمد و احمد سلطانی نژاد. (1386). سامان سیاسی در عراق جدید. تهران: نشر وزارت امور خارجه.
نویسندگان در این کتاب، تحولات به وجود آمده در عراق پس از فروپاشی حکومت بعث را مورد بررسی قرار داده و به نقش کشورهای فرامنطقه‌ای در تحولات این کشور اشاره و تأثیرات آن را بر جمهوری اسلامی ایران در ابعاد مختلف تبیین کرده‌اند. آنان همچنین به بیان راه‌های رسیدن عراق به توسعه سیاسی و دموکراتیک پرداخته که در این راه نظرات اندیشمندان مختلف را نیز تبیین کرده‌اند. نویسنده در این کتاب همچنین به وجود اقوام و هویت‌های مختلف در عراق جدید اشاره کرده و معتقد است که این امر، مهم‌ترین عامل عدم شکل‌گیری عراقی با ثبات، دموکراتیک و امن محسوب می‌شود.
هادیان، حمید. 1383. سیاست جدید امنیت منطقه‌ای عراق. ماهنامه همشهری دیپلماتیک. سال دوازدهم، شماره 16.
نویسنده در این مقاله معتقد است که پیش از فروپاشی حکومت صدام حسین، ارتش عراق هسته مرکزی سلول سیاست امنیت منطقه‌ای آن کشور بود ولی اکنون الگوی جدید امنیت منطقه‌ای خبر از عضویت این کشور در ناتو می‌دهد. یکی از نکات کلیدی در این طرح آموزش، تجهیز و مدرنیزه کردن ارتش عراق در قالب مأموریت‌های محوله ناتو است. گفتنی است سیاست منطقه‌ای عراق جدید با فرمول امنیتی از نوع دفاع جمعی و بعد امنیت دسته‌جمعی، با ارتش کوچک و حرفه‌ای، امنیت ملی آن کشور را تأمین می‌کند و مانع از میلیتاریستی شدن جامعه سیاسی عراق می‌شود، نظامیان قدرت را به طور کامل قبضه خواهند کرد و عراق از گروه کشورهای کودتاگر منطقه خارج می‌گردد.

1-4- جنبه جدید بودن و نوآوری در تحقیق
ایران به عنوان یکی از بازیگران منطقه‌ای که به لحاظ اقتصادی و فرهنگی از توان نسبتاً بالایی برخوردار است، سعی دارد با شناخت قواعد بازی حاکم بر نظام جهانی و یا به کارگیری توان اقتصادی و فرهنگی خود، به افزایش قدرت و اعتبار خود در جامعه بین‌المللی بیافزاید. این البته بیش از هر چیز به در پیش گرفتن سیاست‌های واقع گرایانه مبتنی بر منافع ملی بستگی دارد و نه سیاست‌های فراملی که می‌تواند با به چالش کشیدن قواعد بازی حاکم، نظام جهانی و بازیگران محوری آن باشد. در این راستا، کانون اصلی سیاست خارجی ایران، منطقه خاورمیانه است. خاورمیانه از نظر موازنه قوای منطقه‌ای در حال طی یک دوره‌گذار است که می‌تواند بالقوه، چالش‌هایی را برای امنیت و ثبات خاورمیانه ایجاد کند. در این منطقه‌ی حساس، وجود بحران‌های عراق، افغانستان، فلسطین و… بر پیچیدگی‌های موجود در منطقه افزوده است. در این راستا، ایران و رقبای منطقه‌ای سعی دارند تا با نفوذ در منطقه، جایگاه و موقعیت پیرامونی خود را ارتقا ببخشد. با توجه به این موارد، جنبه جدید این تحقیق، شناخت عوامل موثر در شکل‌گیری موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای و همچنین بررسی عوامل تنش در این منطقه‌ی مهم از جانب ایران و کشورهای قردتمند منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است.

1-5- اهداف مشخص تحقیق
1-5-1- اهداف کلی
1- موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای
2- شناخت عوامل موثر در ایجاد رقابت بین ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای
3- بررسی کانون‌های مهم در شکل‌گیری و تقویت موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای
1-5-2- اهداف ویژه
پر کردن خلا کتاب در زمینه موضوع مذکور

1-6- سؤالات تحقیق
1-6-1- سوال اصلی
معادلات منطقه‌ای چه تاثیری بر موقعیت ایران و کشورهای رقیب داشته است؟
1-6-2- سوالات فرعی
1- مهم‌ترین عوامل موثر در ایجاد رقابت بین ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای چیست؟
2- کانون‌های مهم تاثیرگذار در شکل‌گیری و تقویت موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای چیست؟

1-7- فرضیه‏های تحقیق
1-7-1- فرضیه اصلی
معادلات منطقه‌ای زمینه ساز ارتقای موقعیت ایران و تضعیف کشورهای رقیب شده است.
1-7-2- فرضیه‌های فرعی
1- افزایش قدرت و امنیت و همچنین دستیابی به منافع ملی مهم‌ترین عامل در ایجاد رقابت بین ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای است.
2- تحولات فلسطین، لبنان، عراق و افغانستان مهم‌ترین کانون‌های تاثیرگذار در شکل‌گیری و تقویت موقعیت ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای است.

1-8- تعریف واژه‏ها و اصطلاحات فنی و تخصصی
مفاهیم کلیدی این پژوهش عبارتند از:
خاورمیانه
خاورمیانه منطقه‌ای است شامل سرزمین‌های میان دریای مدیترانه و خلیج فارس. این منطقه‌ در جنوب خاوری اروپا، جنوب باختری آسیا و شمال آفریقا قرار دارد. خاورمیانه بخشی از آفریقا – اوراسیا یا به طور خاص آسیا شمرده می‌شود و در بعضی موارد جزئی از آفریقای شمالی را در بر می‌گیرد. این ناحیه گروه‌های فرهنگی و نژادی گوناگونی از قبیل فرهنگ‌های ایرانی، عربی، بربرها، ترکی، کردی، یهودی و آسوری را در خود جای داده‌است. زبان‌های اصلی این منطقه فارسی، عربی، ترکی، کردی، عبری و آسوری است (جعفری ولدانی 1386، 9).
موقعیت ایران
به طور کلی، تحولات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای مهم‌ترین نقش را در جایگاه کشورها ایفا می‌کند. در این راستا، منطقه خاورمیانه به عنوان کانون اصلی و تعیین کننده جایگاه ایران مطرح است. این منطقه به دلیل دارا بودن ویژگی‌های منحصر به فرد و اهمیت استراتژیک زمینه ساز تعیین موقعیت جمهوری اسلامی ایران شده است.
سیاست خارجی
سیاست خارجی عبارت است از یک استراتژی یا یک رشته اعمال از پیش طرح‌ریزی شده توسط تصمیم‌ گیرندگان حکومتی که مقصود آن دست‌یابی به اهدافی معین، در چهارچوب منافع ملی و در محیط بین‌المللی است. به‌ طور خلاصه می‌توان گفت که سیاست خارجی شامل تعیین و اجرای یک سلسله اهداف و منافع ملی است که در صحنهی بینالمللی از سوی دولت‌ها انجام میپذیرد. سیاست خارجی می‌تواند ابتکار عمل یک دولت و یا واکنش آن در قبال کنش دیگر دولت‌ها باشد (مقتدر 1379،131).
کشورهای رقیب
کشورهای رقیب، مجموع چند کشور هستند که در تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی با یکدیگر قبالت می‌کنند تا به اهداف استراتژیک و منافع ملی خود دست یابند. در منطقه خاورمیانه، ایران، عربستان، آمریکا، ترکیه، مصر و اسرائیل مهم‌ترین کشورهای رقیب جمهوری اسلامی ایران هستند. مهم‌ترین عرصه‌های رقابت جمهوری اسلامی ایران و کشورهای رقیب، لبنان، فلسطین، بحرین، سوریه و عراق هستند.

1-9- شرح کامل روش تحقیق
بنیادی و نظری است. این تحقیقات که گاه تحقیقات مبنایى یا پایه‌اى خوانده مى‌شود، در جستجوى کشف حقایق و واقعیت‌ها و شناخت پدیده‌ها و اشیاء بوده، که مرزهاى دانش عمومى بشر را توسعه مى‌دهند و قوانین علمى را کشف نموده، به تبیین ویژگى‌ها و صفات یک واقعیت مى‌پردازند. در این تحقیقات ممکن است نظریه‌اى انشاء شود یا اصول، فرضیه‌ها یا قضایاى نظریه‌اى مورد آزمایش قرار گیرد. در این راستا، هدف افزایش دانش در مورد موضوع مورد مطالعه است.

1-10- بررسی و اندازه‌گیری متغیرها
متغیر مستقل (X):
معادلات منطقه‌ای

متغیر وابسته (Y):
موقعیت ایران و کشورهای رقیب

1-11- شرح کامل روش و ابزار گردآوری داده‏ها
در این تحقیق از روش توصیفی-تحلیلی استفاده خواهد شد. جمع آوری اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق به روش کتابخانه ای، اسنادی است و کتابها، مجلات و… مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین اطلاعات مورد استفاده در این تحقیق با استفاده از فیش و روش فیش نویسی گردآوری خواهد شد.

1-12- روش‌ها، ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها
این پژوهش سعی دارد با روش توصیفی و تحلیلی بر اساس نظریات واقع گرایی، نوواقع‌گرایی و رئالیسم تدافعی و تهاجمی به بررسی عقلانی و منطقی موضوع بپردازد.

1-13- سازماندهی تحقیق
تحقیق حاضر در 4 فصل نوشته شده است:
در فصل اول، کلیات تحقیق مورد برسی قرار می‌گیرد.
در فصل دوم، چارچوب نظری تحقیق تشریح خواهد شد.
در فصل سوم، عوامل منطقه‌ای تاثیرگذار در معادلات منطقه‌ای بررسی می‌شود.
در فصل چهارم، رویکرد و جایگاه ایران و کشورهای رقیب در معادلات منطقه‌ای تحلیل می‌گردد.
در انتها نیز به نتیجه‌گیری و ارائه راهکارها پرداخته می‌شود.

فصل دوم:
چارچوب نظری تحقیق

چارچوب نظری این تحقیق مبتنی بر نظریات نوواقع‌گرایی است. در این راستا، این نظریه را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

2-1- نظریه نو واقع‌گرایی (با تاکید بر اندیشه کنت والتز)
واقع گرایی در اوایل دهه 1980 به عللی نظیر ورود جنگ سرد و رقابت تبلیغاتی میان شرق و غرب و در واکنش به رفتارگرایی و موضوع وابستگی تجدید حیات یافت. در واقع نو واقع گرایی بیش از هر چیز تلاشی برای علمی کردن واقع‌گرایی است (سندرسون1 2008، 5).
طرفداران نئورالیسم بر این باورند که فضای نظام بینالمللی اصولاً برگرفته از دولت‌ها، سازمان‌های مختلف، ائتلاف بندیهای امنیتی راهبردی میباشد که منطق نظام حاکم بر آن آنارشی است ولی هنجارهای خاص نظام بینالملل که متأثر از منافع قدرتهای بزرگ مؤثر در روند امنیتی جهانی میباشند بر ایجاد فضا یا محدود نمودن سطح تأثیرگذاری راهبردی – امنیت دولت‌ها تأثیر ویژهای دارد. بر این اساس کنت والتز از دو نظام بینالمللی دو قطبی و چند قطبی یاد می‌کند و معتقد است که فضای نظام بینالملل دو قطبی برای حفظ ثبات و امنیت ملی مؤثر است.
والتز نگاهی مادی گرایانه به روابط بین‌الملل دارد که مورد نقد سازه انگاران و به خصوص ونت و راگی است. برای او هنجارها و قواعد مهم نیستند و آنچه اهمیت دارد توزیع توانمندیهای مادی است. عوامل زیادی را نمی‌توان جدا از ساختار اجتماعی تحلیل کرد که از طریق آن معنادار میشوند. والتز به تغییرات فرهنگی که به شکل‌گیری نظام نوین دولتی منجر شد، توجه نمی‌کند، افراد را نمی‌توان بدون تعریف اجتماعی آنها به عنوان واحدهای اتمی پایه در نظر گرفت. می‌توان گفت که اکثر دولت‌ها و دولتمردان عقلانی عمل میکنند؛ اما به نظریهای در این مورد نیاز هست که بگوید منافع و همچنین هویتها (و نیز عقلانیت) چگونه شکل میگیرند (درخشنده 1389، 41).
به بیان آدلر، نو واقعگرایان ترجیح میدهند با معرفت شناسی اثباتگری خود، روابط بینالملل را صرفا با پاسخهای رفتاری به نیروهای فیزیکی توضیح میدهند که از بیرون بر ابژههای مادی تأثیر میگذارند. همان گونه که دسلر تأکید دارد: والتز با مفهوم «جامعه‌پذیری» و اینکه دولت‌ها در روند تعاملات خود «یاد می‌گیرند» چگونه رفتار کنند، عملاً مجبور است اهمیت قواعد و هنجارها را بپذیرد؛ اما به دلیل هستی شناسی مادیگرایانه که معرفت شناسی اثبات گرایانه به او تحمیل می‌کند؛ نمی‌تواند آن را جذب چارچوب نظری خود کند (درخشنده 1389، 42-41).
هدف اساسی والتز اصلاح نظریه واقع‌گرایی کلاسیک و تقویت اندیشههای محوری این نظریه در قالب یک نظریه پیچیده و منسجم روابط بینالمللی بوده است. والتز میکوشد با تکیه بر اهمیت روش معرفت علمی در نظریه پردازی و نیز تأکید بر سیستم بینالمللی ساختارهای آن به عنوان واحدهای تحلیل، نظریه خود را سازمان بدهد. در این جهت، او مخالفان عمده واقعگرایی، یعنی نظریههای همبستگی متقابل و نظریههای مارکسیستی متکی بر اهمیت پدیدههای اقتصادی، را از یک سو و نیز واقعگرایان کلاسیک، نظیر مورگنتا و طرفداران نظریههای سیستمی نظیر ریچارد روزکرانس، مورتون کاپلان و استانلی هافمن را از سوی دیگر مورد انتقاد قرار میدهد. نکته مهمی که در روش والتز باید بدان توجه کرد این است که او در جنبههای روش شناختی و معرفت شناختی به جای تأکید بر نظریات توماس کوهن و تحول پارادیمی او که در آن دوران مورد توجه محققان و دانشجویان روابط بینالملل بود – بر نظریات ایمره لاکاتوش و «برنامه تحقیق» تأکید میورزد تا بدین وسیله با مهم جلوه دادن معرفت شناسی لاکاتوش، کار خود را در جهت اصلاح نظریه واقع‌گرایی از طریق افزودن مسائل جدید به آن توجیه نماید (ولی پور 1387، 163).
کتاب نظریه سیاست بین‌الملل و انسان، دولت و جنگ از مهم‌ترین متون نظری روابط بین‌الملل محسوب می‌شود. والتز بی‌تردید علم گراست، از هر گونه قضاوت مورگنتایی درباره عقلانیت سیاست خارجی پرهیز می‌کند، به رغم اینکه او را اثبات‌گرا می‌دانند اما دقت در آرا او نشان می‌دهد که او از بسیاری از مفروضه‌های ساده انگارانه اثبات‌گرایی فاصله دارد و به همین دلیل برخی او را از نظر معرفت شناختی و روش شناختی ابطال گرا و یا لاکاتوشی می‌دانند (رابینسون2 2010، 63).
والتز معتقد است که ساختار نظام بین‌الملل، قدرت‌های بزرگ را وادار می‌کند تا توجه دقیقی به موازنه قدرت داشته باشد. ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل، دولت‌های امنیت طلب را وادار می‌کند تا با یکدیگر بر سر قدرت به رقابت بپردازند؛ زیرا قدرت بهترین وسیله بقاست. در رئالیسم کلاسیک، طبیعت بشری علت اصلی رقابت نظامی و امنیتی بین قدرت‌های بزرگ است؛ در حالی که نئورئالیسم، آنارشی این نقش را بازی می‌کند.
«روبرت جرویس»، «جک اسنایدر» و استفن ون اورا» با توجه به مفهوم ساختاری موازنه تهاجمی – تدافعی، به تقویت نظریه نئورئالیسم پرداختند. آنها معتقدند که قدرت نظامی را در هر زمانی می‌توان به توجه به این امر که آیا به نفع تهاجم است یا تدافع، تقسیم بندی نمود. چنانچه تدافع، مزیت آشکاری نسبت به تهاجم داشته باشد و غلبه و تسخیر مشکل باشد، قدرتهای بزرگ انگیزه کمی برای استفاده از زور به منظور کسب قدرت خواهند داشت و به جای آن، توجه خود را حفظ آنچه دارند، متمرکز خواهند نمود. از طرف دیگر، چناچه تهاجم آسانتر باشد، دولت‌ها وسوسه می‌شوند تا بر یکدیگر غلبه نمایند که نتیجه آن جنگ‌های متعدد در نظام بین‌الملل خواهد بود. آنها استدلال می‌کنند که موازنه تدافعی – تهاجمی بیشتر به سمت تدافع و حفظ وضع موجود، قدرت‌های بزرگ را از تعقیب استراتژی‌های تهاجمی باز خواهد داشت (ولی‌پور 1387، 172).
در مجموع می‌توان گفت بر اساس نظرات کنت والتز مهم‌ترین مولفه‌های نوواقع‌گرایی را می‌توان به شرح زیر بیان کرد:
اولاً، در روند سازمان دهی توازن منطقه‌ای، دولت‌ها به عنوان اصلی‌ترین کنشگر و بازیگر محسوب می‌شود. این امر را می‌توان انعکاس نقش دولت‌ها در سازمان‌دهی قدرت و همچنین ایجاد توازن بین بازیگرانی دانست که درگیر موضوع امنیت ملی خود هستند.
ثانیاً، رئالیست‌ها و نئورئالیست‌ها بر این اعتقادند که آنارشی ویژگی بسیار مهم نظام بین‌المللی محسوب می‌شود. این امر، به مفهوم آن است که هیچ گونه ثبات و تعادل دائمی وجود ندارد. از همه مهم‌تر اینکه قواعد آمره برای کنترل رفتار کشورها شکل نگرفته است. هیچ بازیگری نمی‌تواند به عنوان نیروی مرجع در روند تعادل و امنیت بین‌الملل ایفای نقش کند؛ بنابراین، تمامی بازیگران تلاش خواهند کرد تا زمینه‌های لازم برای تولید قدرت و دفاع از خود را فراهم آورند.
ثالثاً، از آنجا که سیاست بین‌المللی و توازن منطقه‌ای در شرایط آنارشی شکل می‌گیرد، بنابراین طبیعی است که تمامی دولت‌ها به دنبال افزایش قدرت و امنیت خود باشند. این امر نشان می‌دهد که توازن منطقه‌ای بدون توجه به انگیزه و رویکرد کشورها برای تولید قدرت حاصل نمی‌شود. به این ترتیب، طبیعی به نظر می‌رسد که سیاست خارجی واحدهای سیاسی در روند توازن منطقه‌ای در راستای افزایش قدرت و امنیت طراحی می‌شود.
رابعاً، سازماندهی توازن منطقه‌ای نیازمند آن است که کشورها از ابزارهای متنوعی برای تولید قدرت استفاده کنند. تاکتیک‌های دفاعی و امنیتی را می‌توان در زمره ابزارهایی دانست که دولت‌ها برای رسیدن به اهداف خود از آن بهره می‌گیرند.
موضوعاتی همانند نمایش قدرت، افزایش قدرت و تولید اعتبار برای تامین قدرت استنادی در زمره موضوعاتی محسوب می‌شود که توازن منطقه‌ای را حفظ می‌کند.
با توجه به مولفه‌های یاد شده، می‌توان به این جمع بندی رسید که ویژگی نظام بین‌الملل و به ویژه شکل توزیع قدرت، الگوی مناسبی برای تجزیه و تحلیل سیاست خارجی کشورها در روند توازن منطقه‌ای محسوب می‌شود. ضرورت‌های توازن منطقه‌ای ایجاب می‌کند که بازیگران بتوانند از قابلیت‌های درونی خود برای ارتقای ثبات و تعادل در شرایط رقابتی، همکاری جویانه و منازعه آمیز استفاده کنند (مصلی نژاد 1390، 146-145).
بنابراین، بر اساس مولفه‌های یاد شده به خوبی می‌توان سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در رقابت با رقبای منطقه‌ای خود را به خوبی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد که در ادامه این مبحث به آن پرداخته می‌شود.

فصل سوم:
عوامل تاثیرگذار در معادلات منطقه‌ای

با شکل‌گیری حوادث 11 سپتامبر، روند تحولات در خاورمیانه دچار دگرگونی‌های جدی شد. خاورمیانه همان گونه که بین‌المللی‌ترین منطقه جهان می‌باشد، یکی از بحران خیزترین و بی‌ثبات‌ترین نقاط جهان نیز محسوب می‌گردد. زندگی سیاسی اغلب کشورهای منطقه با بحران‌ها و ناهنجاری‌های سیاسی دیگر کشورهای منطقه‌ای رقم می‌خورد. در واقع سیاست خارجی منطقه‌ای کشورها به جای آن که به دنبال پیشبرد منافع ملی در بیرون از مرزها باشد، باید بیشتر از هر چیز با اتخاذ یک رویکرد کنترلی، مواظب ورود عوامل ناامن کننده از بیرون به درون مرزهای ملی باشد. تصادم منافع ملی کشورهای منطقه با یکدیگر از یک طرف و پیوستگی منافع قدرت‌های بزرگ با مسائل منطقه‌ای از طرف دیگر باعث شده است تا بی ثباتی و تنش در بطن تحولات منطقه‌ای نهادینه گردد. در این فصل، به تشریح عوامل تاثیرگذار در معادلات منطقه‌ای خواهیم پرداخت.

3-1- تحولات عراق جدید
جورج بوش بعد از حملات 11 سپتامبر از سه کشور عراق، ایران و کره شمالی به عنوان سه دولت محور شرارت نام برد. فشار بر این دولت‌ها با عنوان اینکه آنها در پی دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی هستند یا از گروه‌های تروریستی حمایت می‌کنند و احتمال دارد این سلاح‌ها را در اختیار گروه‌هایی مثل القاعده قرار بدهند، افزایش یافت. دولت بوش تأکید داشت هرچند القاعده در حملات 11 سپتامبر علیه آمریکا نتوانست از سلاح‌های کشتار جمعی استفاده کند، اما ماهیت و روش این حملات، احتمال استفاده از این نوع سلاح‌ها را علیه آمریکا به شدت تقویت کرده است، بنابراین دولت آمریکا برای جلوگیری از وقوع چنین حملاتی، باید دست به اقدامات پیشدستانه بزند. از نظر بوش«ما دیگر نمی‌توانیم به دشمنان خود اجازه دهیم که نخست آنها ضربه بزنند» (هوفمن 1383،26).
جنگ پیش‌دستانه به رغم اینکه در مورد عراق به کار گرفته شد، اما به شدت مورد انتقاد است و مبانی منطقی و تجربی آن بسیار سست می‌باشد. دکترین جنگ پیشدستانه بوش اگر در مورد ناتوانی راهبردی بازدارندگی که در قبال گروه‌های تروریستی که فاقد ملت و سرزمین مشخص هستند، درست باشد در مورد دولت‌های به اصطلاح محور شرارت نمی‌تواند این گونه باشد. همچنین در برآورد میزان خطرات دولت‌های مزبور، دولت بوش ارزیابی درستی ارائه نمی‌دهد. هرچند سلاح‌های کشتار جمعی واقعی است اما میزان این تهدید و عامل این تهدید که دولت‌های مزبور باشند، محل تردید است. تاکنون با استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی هیچ حمله تروریستی به سرزمین آمریکا صورت نگرفته است. در عین حال، طبق تحقیقات صورت گرفته، حمله بیولوژیکی یا هسته‌ای به آمریکا در قیاس با ابعاد تبادل هسته‌ای در دوره جنگ سرد، تأثیر کمتری در از بین رفتن زندگی مردم آمریکا دارد. این تأثیرگذاری در مورد حمله شیمیایی به مراتب کمتر است. تأثیر این حملات به حدی ضعیف و ناچیز است که چنین حملاتی می‌تواند از سوی آمریکا و جوامع بشری دیگر به فراموشی سپرده شوند و همه نیروهای مسلح آمریکا سالم باقی می‌مانند و می‌توانند به مقابله با اثرات این نوع حملات و مهاجمان بپردازند.
تهدید مطرح شده از سوی دولت‌های محور شرارت به لحاظ میزان عملی بودن نیز محل تردید جدی است. از میان سه کشور اعلام شده از سوی آمریکا، به طور عملی معلوم شد که عراق فاقد سلاح‌های کشتار جمعی بوده است و برد موشک‌های آن نیز طبق نامه‌های پیاده شده از سوی سازمان ملل در دوره قبل از آغاز جنگ نیز کمتر از 150 کیلومتر بود، یعنی عملاً امکان حمله به آمریکا برای عراق میسر نبود. همان گونه که پیش از این نیز طرح شد، احتمال انتقال سلاح‌های کشتار جمعی به گروه‌های تروریستی نیز بسیار ضعیف بود. حمله به متحدان منطقه‌ای آمریکا هم به دلایل سیاسی برای کشورهای عرب و به دلیل تهدید به انجام اقدامات تلافی‌جویانه سنگین به اسرائیل نمی‌توانست جدی باشد (موحدی 1386، 89).
به لحاظ تاریخی نیز مشخص شده بود که رژیم صدام حسین در مقابل تهدید به حمله سنگین عقب‌نشینی کرده و از سلاح‌های کشتار جمعی خود بهره نگرفته است. در خصوص دو کشور دیگر نیز وضعیت کم و بیش همانند عراق است.
عدم پیشرفت مصالحه سیاسی و در نتیجه، ضعف دولت مرکزی عراق واقعیتی است که بخشی از آن به وضعیتی مربوط می‌شود که می‌توان آن را «معمای امنیت بین گروه‌های داخلی و دولت عراق» نامید. معمای امنیت در اینجا بدین مفهوم است که عزم جدی گروه‌های مخالف برای امنیت‌سازی مستلزم رها ساختن ابزارهای خشونت و همکاری با دولت است، اما با مصالحه‌ای واقعی این خطر برای گروه‌های مخالف وجود دارد که دولت بر اساس مبنای هویتی و گروهی خود از ابزارهای اجبارآمیز و نظامی علیه این گروه‌ها استفاده کند. معمای امنیت شرایطی را ایجاد می‌کند که در آن طرفین به علت حاکمیت سیاست فرقه‌ای و قومی نمی‌توانند به طرف مقابل اعتماد و از ابزارهای خشونت چشم‌پوشی کنند. این مسئله آغاز هر گونه فرآیند همکاری سایر بازیگران فعال با دولت را دشوار می‌سازد.
علاوه بر ساختار اجتماعی خاص عراق و ظهور معمای امنیت در فضای داخلی این کشور، ضعف دولت از منظر ابزارهای نظامی و امنیتی نیز در تشدید ناامنی سهم قابل توجهی دارد. وزارت دفاع عراق طبق برنامه‌ریزی‌ها پیشرفت نکرده است و برای پیشرفت هنوز نیاز به اقدامات بسیاری دارد. سازماندهی ضعیف و تقسیم‌بندی شده بر مبنای مرزهای قومی- فرقه‌ای، برنامه‌ریزی و کنترل منابع مالی ضعیف و مشکلات ناشی از فساد اداری از جمله مشکلات اصلی این وزارتخانه است. در نیروی زمینی ارتش بسیاری از مراکز فرماندهی، کنترل، آفند، حمایت خدماتی، پشتیبانی و عناصر اطلاعاتی وجود ندارند یا فاقد توانایی‌های لازم هستند. ارتش دائمی عراق و نیروهای امنیتی هنوز بدون حمایت نیروهای چندملیتی و تیم‌های مشاور ایالات متحده و سایر نیروهای هم‌پیمان و پیاده نظام مکانیزه آمریکا، رسته رزمی، توپخانه، حمایت هوایی، گشت هوایی و حمایت لجستیکی و خدماتی آمریکا قادر به انجام عملیات نیستند. نیروی هوایی نیز در بهترین حالت، پرسنل کوچکی از نیروهای با قابلیت شناسایی و حمل و نقل هوایی ناچیز است. (حاجی زواره 1388، 72).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید